
ـــ غادة السمان برگردان: اسماء خواجهزاده لأنی أحبک عادت الألوان إلى الدنیا لأجلک ینمو العشب فی الجبال لأجلک تولد الأمواج ویرتسم البحر على الأفق لأجلک یضحک الأطفال فی کل القرى النائیة لأجلک تتزین ال...
ادامه مطلب
ـ [انا لست حزینة انا حزن العالم! ففی صدری وطن یبکی...] .. من اندوهگین نیستم خودْ اندوهـ ِ عالمم و سرزمینی در سینهام گریه میکند... ـ غاده السمان برگردان: اسماء خواجهزاده ـ ...
ادامه مطلب
ـ وقتی عاشقم احساس میکنم مثل پر سبک میشوم... روی ابرها راه میروم نور خورشید را میدزدم و ماهها را شکار میکنم... وقتی عاشقم احساس میکنم دنیا وطن من است میتوانم از روی دریا بگذرم و هزاران رودخانه را رد کنم... میتوانم بدون گذرنامه این طرف و آن طرف بروم مثل کلمات... مثل افکار... وقتی تو محبوب من باشی ترس و ضعفم از بین میرود احساس میکنم قویترین زن روی زمینم... و با صدای بلند نام تو را در ...
ادامه مطلب
ـ هُل ترید أن تعرف سرّ قوّتی؟ لا أحد أحبّنی حقاً قط... :: میخواهی راز قدرت مرا بدانی؟ هیچکس هیچوقت واقعاً مرا دوست نداشت... _ غاده السمان برگردان: اسماء خواجهزاده _ ...
ادامه مطلب
به نام حضرت باران شعر: سعاد الصباح برگردان: اسماء خواجه زاده در میان مردهای جهان مردی را میشناسم که سرگذشت مرا دو نیم کرده است.. مردی را میشناسم که مرا مستعمرهی خود میسازد آزادم میکند.. گردهم می آوردَم.. پراکندهام میکند.. و در دستهای قدر...
ادامه مطلب
به نام حضرت باران ظاهرا احمد الرفاعی برگردان: اسماء خواجهزاده قالُوا أَتَنْسَى الَّذی تَهْوى فَقُلْتُ لَهُمْ یا قَوْمِ مَنْ هُوَ رُوحِی کَیْفَ أَنْسَاهُ... :: گفتند: آیا محبوب ِ خویش را از یاد میبری؟ گفتم: ای مردم! کسی را که جان ِ من است چگونه ...
ادامه مطلب